آرشیو
موضوع بندی

زیباترین مستند جهان زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 16 بهمن ماه سال 1388
داستان نویس باید پیشرو تر از فیلسوف باشد

گفت وگو با حسن فرهنگی٬ داستان نویس و منتقد

کتونی چینی

داستان نویس ایرانی با «جلسه داستان» غریبه نیست. او برای ارائه و اصلاح اثرش نیاز به مخاطبی دارد که بر چم و خم های داستان نویسی آشنا باشد و نقاط ضعف و قوتش را تشخیص دهد. او از نخستین روزهای نشستن در این نشست ها شرکت داشته و امروز هم دارد. چه بسیار نویسندگان تازه کار که در این جلسات به اشتباه راهنمایی شده اند و به بیراهه رفته اند و چه بسیار کسانی که ناامید در نیمه راه بازمانده اند. اما «کارگاه آموزش داستان نویسی» پدیده یی نوظهور است. از عمر این کارگاه ها یکی دو دهه بیشتر نمی گذرد و به همین دلیل بسیاری بر سر مفید بودن یا نبودن شان اختلاف دارند.در همین راستا گفت وگویی داشتیم با حسن فرهنگی که تا چندی پیش یکی از همین کارگاه ها را اداره می کرد. فرهنگی برای ادبیاتی ها نویسنده یی نام آشناست که همواره در تلاش برای خلق گونه های بکر داستان نویسی است. از او تاکنون آثاری چون «زن ها شبیه هم می خندند»، «لیلی بهانه ناگزیر»، «خاطرات عاشقانه یک گدا» و... منتشر شده است و هم اکنون نیز کتابی در نقد «کلیدر» محمود دولت آبادی با عنوان «بازخوانی خشونت پذیری زنان ایرانی» در دست انتشار دارد.

ادامه مطلب ...

جمعه 16 بهمن ماه سال 1388
مرگ فرهنگی صدا ندارد

گفت وگوی کتونی چینی با دکتر محمدعلی الستی، نویسنده و پژوهشگر؛

دکتر محمدعلی الستی، پژوهشگر، نویسنده، مدیر پژوهشکده مطالعات انسانی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران است. الستی 19 سال است که در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی کشور تدریس می‌کند. او تاکنون دو کتاب «روابط عمومی در 14 گفتار» و «گفت وگوی رادیو» را منتشر کرده و «جامعه‌شناسی روابط عمومی» را در دست انتشار دارد.
الستی همچنین مقاله‌های علمی، تخصصی و کاربردی بسیاری در حوزه‌های مطالعات ارتباطی، جامعه‌پژوهی ارتباطات، تحلیل رسانه‌ها، نشانه‌شناسی و روابط عمومی منتشر کرده است. 

ادامه مطلب ...

سه شنبه 23 تیر ماه سال 1388
در جستجوی خوشبختی از دست رفته/ میلاد صادقی

«تپه‌هایی چون فیل‌های سفید» داستان زوجی‌ست که به دنبال یافتن «خوشبختی» سفری توریستی را آغاز کرده‌اند. سفری بی‌آغاز و بی‌پایان. اما در میانه‌ی این سفر، مرد و معشوقه‌اش به ناچار درگیر وضعی می‌شوند که منجر به نوعی رویارویی تمام عیار می‌گردد. دختر که دیدی رمانتیک و تا حدودی شرقی و شاعرانه به خوشبختی دارد باردار شده و ورود کودک را به رابطه‌ی عاشقانه‌اش، تشکیل خانواده‌ی آرمانی و تکمیل و خان آخر این جستجو می‌داند. اما در نقطه‌ی مقابل، مرد، این نطفه‌ی ناخواسته را سدی بر هنجارگریزی شیرین خود و معشوقه‌اش می‌بیند و ادامه‌ی این سفر را با وجود کودکی که قسمتی از آزادی او و معشوقه‌اش را محدود می‌کند، ناممکن و بیهوده می‌پندارد.

ادامه مطلب ...

شنبه 10 اسفند ماه سال 1387
کیو کیو - میلاد صادقی

اسلحه­اش را گرفت سمتم و سه بار شلیک کرد: «کیو... کیو... کیو...» خودم را طاقباز انداختم روی فرش: «آخخخخ» و زیر چشمی نگاهش کردم که لوله­ی هفت تیر را فوت کرد و تفنگ پلاستیکی را توی کمر زیرشلواری­اش بند کرد. گفت: «کشتمتتت...» جلو که آمد چشم­هام را باز کردم و محکم بغلش کردم. اخم کرد: «قبول نیست... تو مرده­ای... نباید تکون بخوری...» بینی کوچکش را بین دو انگشتم گرفتم: «خوب دوباره زنده شدم.» با حرکت سر، بینی­اش را از بین انگشت­هام بیرون کشید: «نخیرم... بابا گفته مرده­ها همیشه مرده می­مونن.» گونه­اش را بوسیدم: «خوب اگه باور کنی زنده­ن دوباره زنده می­شن... حالا یه بوس بده...» و صورتم را کمی جلو بردم. از بغلم بلند شد و رفت سمت در اتاق. پاهای کوچکش را می­کوبید زمین. داد زد: «نخیرم... بچه بازی که نیستش خانوم... تو جر زنی... جر زن.» داد زدم: «قهر قهر تا روز قیامت...» و خندیدم. صدای خواب آلود همسرم از اتاق خوابمان آمد: «چته باز سر صبح؟»

بلند گفتم: «هیچچی...» اتاق پر بود از اسباب بازی. از روی فرش بلند شدم و رفتم کنار پنجره. 

- «بابا بیا ببین این مامان خانوم چی می­گه... اعباص منو داغون کرده...»

ادامه مطلب ...

یکشنبه 31 شهریور ماه سال 1387
عرصه‌ی ادبیات در وب هم دچار فقر است!

گفتگو با سیدرضاشکراللهی، سردبیر سایت خبری-هنری هفتان

کتونی چینی

دنیای مجازی اینترنت شاید همان­قدر که برای بسیاری دنیای فرار از مرزها و بایدهاست، برای بعضی دنیایی جدی، پر اهمیت و کارساز باشد. پدیده­ی اینترنت آرام آرام و خاموش در زندگی­مان نفوذ کرده و برای بسیاری­مان نیازی روزمره از زندگی شخصی و حرفه­ای شده است. در این قحطی نشریات کاغذی تخصصی ادبیات، شاهد ظهور گسترده­ی مجلات و سایت­های ادبی در دنیای مجازی بوده­ایم: پایگاه­هایی تازه برای دوست­داران ادبیات. اما بی­شک هر پدیده­ی تازه­ای مشکلات تازه­ای را هم یدک می­کشد. این دنیای بی باید آیا می­تواند بستری برای فعالیت­های جدی و پاسخ­­گویی به نیازهای جدی ما فراهم کند؟ ما تا چه حد می­توانیم به نوشته­های روی نمایشگر اعتماد کنیم؟

به دنبال یافتن پاسخ این­ها و صدها سوال دیگر به سراغ سیدرضا شکراللهی، صاحب سایت ادبی-هنری خوابگرد و سردبیر سایت خبری-هنری هفتان رفتم. البته به فراخور موضوع مصاحبه، به شیوه­ی «اینترنتی»!

ادامه مطلب ...

دوشنبه 28 مرداد ماه سال 1387
آن طرف کوچه- میلاد صادقی

گفت: «می... می­خوری م...م...محبوبه؟»

کیسه­ی پفک را گرفت جلوم. گفتم: «بچه شدی تو هم؟»

دستش را عقب کشید. دو سال می­شد که عروسی کرده بودیم. از روی مبل بلند شد. رفت کنار پنجره و پرده کرکره را بالا داد. نور هجوم آورد توی هال. تلویزیون روشن بود. گفت: «تا...تا...تازه اوم...مدن؟»

ادامه مطلب ...

شنبه 21 بهمن ماه سال 1385
نگاهی به زندگی و آثار بهرام صادقی- ش.شهیدی
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت٬ داستان خاص٬ باید ساخت٬ به هر شکلی و هر جور...

فقط مهم این است که راست بگویی.»

ادامه مطلب ...

شنبه 2 دی ماه سال 1385
شعری از محمد رضایی روشن

«راز»

شب از بستر خاموشی

بر کدامین اشک می‌خندد؟

چشمان سبزت

به یاد پژمردگی شانه‌هایم

در پناه کدامین آغوش می‌گرید؟

ادامه مطلب ...

جمعه 17 آذر ماه سال 1385
راز- میلاد صادقی

 «راز که رفت، اون­قدر نشست تنگ دل حمید، مث آینه­ى دق تا مرد.»

به سیگارش پک زد. از پشت میز بلند شد و رفت کنار پنجره. 

ـ «حمید به­م گفت. مىگفت اون شب هق هق گریه مىکرده، تو خواب داد مى­زده راز، راز...»

گفتم: «مىدونى صادق، اصلن به­ش نمى­یو­مد که یه روز، یعنى پهلوون اصلن...»

ادامه مطلب ...

   1      2    >>



مهمونا: 27137


Powered by BlogSky.com